سلام 
فرارسيدن ماه رحمت خدا بر همه روزه داران مبارك .
يه سلام گرم و گرسنه نباشيد هم خدمت مامانهاي روزه دار .
مامانها چه ميكنيد با روزه داري و هواي گرم و سر و كله زدن با بچه ها . ولي من كه ميگم خدا به ادم صبر ميده .روزهاي ديگه من همش گرسنم ميشد و مشغول خوردن بودم ولي اين دو روز اصلا گرسنم نشده . فعلا كه خوبه تا ببينيم چند روز بعد چي ميشه .ولي خداييش روزها خيلي بلند و گرمه .
چند روزه ميخوام بيام بنويسم ولي نميشه .
***************************
اول از همه بگم دوباره يه تولد داريم .
اگه گفتين تولد كي ؟
تولد وبلاگ ياسي جونم .اول شهريور وبلاگ ياسمن خانومي يك ساله شد .وبلاگ جون تولدت مبارك .

بفرمایید کیک (راستی بعد از افطار یه وقت یادتون نره که روزه هستین و زود بپرین کیک بخورین .)

خيلي خوشحالم كه خاطرات يك سال دخترم رو اينجا ياد داشت كردم تا براش يادگاري بمونه و وقتي بزرگ شد اينو بهش كادو بدم .اميدوارم بتونم تا روزي كه به دست صاحب اصليش ميرسه بتونم ادامش بدم .
خوشحالم از اينكه دوستاي خوبي مثل شما گلهاي مهربون پيدا كردم و از تجربه هاتون استفاده كردم و هم مونس تنهايي من تو غربت بودين .و با خوندن وبلاگاتون ميتونستم كمتر احساس تنهايي و بي كسي كنم .
ممنون از همه شما دوستان خوبم كه به ما سر ميزنين و با نظرات قشنگتون خوشحالم ميكنيد .همتونو دوست دارم .اميدوارم روزي برسه كه بتونم از نزديك ببينمتون .
از همين جا از دوست عزيزم مهري جون كه منو با وبلاگ و وبلاگ نويسي اشنا كردن و تونستم براي دخترم دفترچه خاطراتي درست كنم تشكر ميكنم .مرسي مهري جون بابت اين همه لطف و مهربوني هاتون كه نسبت به من و ياسمن دارين . منم شما و نازنين كوچولو رو خيلي دوست دارم .اميدوارم بتونم روزي محبتاتونو جبران كنم .
****************************
بعد از تولد ميرسيم به 6 شهريور كه ششمين سالگرد ازدواج من و همسر عزيزم بود .
بفرمایید دوباره کیک .(البته مواظب اظافه وزنتون هم باشید )

هر سال 6 شهريور من و همسرم ميرفتيم معين درباري و يه جشن كوچيك دو نفره ميگرفتيم ولي امسال اون روز همسرم مشهد نبود و براي چند روز رفته بود تهران و قرار بود تا روز 4 شنبه كه 6 شهريور هست خودشو برسونه مشهد ولي از شانس بد من بليط پيدا نكرد و بعد از ظهر از ساعت 4 تا 12 شب تو فرودگاه دنبال بليط گشته بود تا بلاخره ساعت 12 يه بليط براش پيدا شد و ساعت 2 نيمه شب رسيد مشهد .اينم از سالگرد ازدواجمون .فردا ظهرش هم خونه برادر همسري دعوت بوديم و بازم نشد كه بريم بيرون و از خيرش گذشتيم .انشالله سال ديگه جبران ميكنم .
همسر عزيزم ششمين سالگرد ازدواجمونو بهت تبريك ميگم .اميدوارم تونسته باشم تو اين چند سال همسر خوبي برات باشم .
کادوی عروسی رو هم همسری زحمت کشیدن و نقدی حساب کردن .
خوب مردا بلدن کار خودشونو راحت کنن ها ![]()
********************************
عمه تانيا روز شنبه برگشتن استراليا .
ياسمن استخر حمومشو
كه خيلي هم دوست داشت داد به عسل .و قرار شد يكي ديگه از دبي براش بخريم .
ديروز كه ميخواستم ببرمش حموم ياسمن اول در حموم و باز كرد و رفت تو و دوباره برگشت و گفت مامان كو استخرم .منم گفتم اونو كه دادي به عسل و مثل اينكه يادش اومده باشه گفت اره .
بعد هم من وان حمومشو براش اب كردم كه يك كم بازي كنه و منم داشتم تو اتاق و مرتب ميكردم .بعد از چند دقيقه كه همش صداي ياسمن ميومد كه داشت با اب بازي ميكرد ديدم ديگه صداش نمياد و ساكت شده .وقتي اومدم تو حموم ديدم سرشو گذاشته رو ديواره وان و خوابش برده .منم سريع اومدم و شكار لحظه ها ازش عكس گرفتم .البته قبل از عكس گرفتن يه پارچه انداختم روش كه يك كم با حجابتر باشه .
*************************
راستي هفته پيش ياسي رو بردم دكتر تغذيه كه بعد از چكاپ گفت وزنش دو سه كيلو كمه و دو سانت هم قدش كوتاه مونده و براش شربت و قرص اشتها اور و قرص اهن داد .چون همون هفته وضع معدش خوب نبود و كمي ا س ه ا ل شده بود گفت دا رو هاشو از هفته ديگه شروع كن .درباره ناخن خوردن هم لاك تلخ گفت بگير و وقتي كه خوابه بزن با ناخناش وقتي دستاشو تو دهنش بكنه دهنش تلخ ميشه و ديگه ناخن نميخوره .ببينيم تا چي ميشه اين لاكه اثر داره يا نه .