تبليغاتX
یاسمین کوچولوی شیطون
                                                        

         

 

سلام   سلام صد تا سلام

خوبین  همگی .

عیدتون مبارک .روزه و نمازتون قبول باشه .

اون بالارو دیدین ؟

روز  شمار   خانوم گلگ  رو میگم .دخترکم  ۴  سالش  شده .

ماشالا  دیگه بزرگ  شده .یه  خانم به تمام معنا شده .

دختر    نازم   عزیز   دلم  خیلی دوست دارم .تولدت مبارک  گل من .

انشالله   تولد ۱۲۰  سالگی تو  جشن بگیری .

با  تبریک  و بهترین  ارزوها .امیدوارم در تمام مراحل زندگیت  موفق و خوشبخت باشی عزیز دل مامان .

خوب    حالا  حاضرین  بریم تولد بازی؟

 

 

 

عزیزم   بهترینم  قشنگ من  تولدت مبارک

           تولد   تولد  تولدت مبارک

                      

۴  سالگیت  مبارک  عشق من .

 

  بیا  شمع ها رو فوت کن که صد سال زنده باشی .

 

                                                       

 

 

ما  دیشب  برای یاسمن جون یه تولد  خیلی کوچولو  گرفتیم .به  خاطر زن عموی همسری که تازه فوت کرده بودین  نتونستم  تولدشو بزرگ و اونجور که دلم میخواست بگیرم ولی به خاطر خودش که خیلی  وقته منتظر  تولدشه  یه کیک  درست کردم و براش  شمع روشن کردیم و ازش عکس و فیلم گرفتیم .

مهمونای تولد هم  عبارت بودند از :بابا جون .مامان جون .دایی جون بابا و خانومشون که چند وقته مهمون ما هستن .

ولی خودش خیلی خوشحال بود و حسابی ذوق زده شده بود .

اینم چند تا عکس  از تولدش .

كيك  تولد  ياسمن جونم

ببخشيد دخترم اگه  كيكت  خيلي  قشنگ  نشد .

ميدوني كه دوست  دارم كيك تولدتو خودم درست كنم مثل سالهاي قبل

عروس كوچولوي خونه ما

عروسك نازم تولدت مبارك

خيلي دوست دارم

لباسش هم  سوغاتي  مادر جونش بوده (مامان من)

جيگرمامان

بيا شمعا رو فوت كن كه صد سال زنده باشي

كادو هاي دخترم

جارو برقي كادوي دايي همسر جون بود و  ميز ارايش و اتو كادوي من و بابا جون

ميز ارايش دخترم

اينجا  هم  شب  قبل از تولد  بود كه رفته  بوديم ابن البطوطه

منتظره كه  kfc بخوره

بعد از خوردن شام مشغول بازي

عاشق  تاب و سرسره

 

ديشب  هم رفتيم  هتل اتلانتيس  كه  تازه  افتتاح  شده و خيلي  خيلي  قشنگ  بود .

ولی از بد شانسی دوزبین  یادم رفته بود  ببرم و کلی  اونجا  حرص خوردم که چرا دوربین و نیاوردم .

يك اكواريوم  خيلي بزرگ  داشت كه توش پر  ماهي بود .چند تا  هم  سفره ماهي  بزرگ  داشت .من به  ياسمن  نشون  دادم و گفتم اينا اسمشون سفره ماهيه .تا  وقتي كه اومديم  خونه همش ميگفت  اونجا چرا ماهي سفره داشت ؟

بعدش هم به  سفارش ياسمن خانوم رفتيم  پيتزا جاي همگي خالي .ياسي جون گفت من گرسنمه  بريم پيتزا .تو ماشين بهم ميگه  مامان  به  خانومه بگين اسكموزي (همون اکسکیوزمی خودمون )برای یاسی جون بالن بیارین .

    

تی تی جون خیلی  از اینکه مجبور شدی وبلاگ  قشنگتو حذف کنی ناراحت  شدم .منتظر  وبلاگ جدیدت هستیم .

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 6:52 توسط بنفشه مامان یاسمین |

سلام دوستان

خوبین خوشین سلامتين

ني ني كوچولوهاي گل تون خوين

روزه و نمازتون قبول.دیگه چیزی  هم از روزه نمونده .من که خیلی دوست داشتم این ماه رو .از الان داره دلم براش تنگ میشه .

ما  يك هفته مي شه كه برگشتيم دبي سر خونه زندگي مون .

 

********************************

 

جاي همگي خالي  سفر  خوبي بود .البته اولش  خوب بود  از اخر چشم خورديم  بس كه عروسي و مهموني رفتيم . دوم سوم ماه رمضان بود كه زن عموي همسرم كه  از چند وقت پيش مريض بودن رو عمل كردن ولي 1 روز بعد از عمل خبر دادن كه بنده خدا فوت كردن .خيلي  همه ناراحت شديم .خيلي  خانوم خوب و مظلومي بود .چند روز ما همش اونجا بوديم  و درگير مراسم بعد  از اون هم همسر جونم  اومد دبي و  قرار  شد  ما  يعني من وياسمن  تنها بيايم .ما هم روز يكشنبه  هفته قبل  اومديم .ياسيمن  كه خيلي خوشحاله ..وقتي مشهد بوديم همش  ميگفت مامان كي ميريم دبي .بريم ديگه .تو هواپيما هم  هر 5 دقيقه ميپرسيد  پس چرا نميرسيم  دبي؟

 *****************************         

دو روز بعد از  اينكه اومديم دبي برامون مهمون اومد  و فعلا درگير مهمون داري هستم .براي همين  هم زياد وقت  نميكنم  بيام  و 

وبلاگ ياسي رو به روز كنم .

الان هم ساعت ۶ صبحه و من تا الان نخوابيدم و از ديشب بيدارم .

  *************************** 

اينجا هم مدرسه ها شروع شده و ياسمن خانومي رو هنوز ثبت نام نكرديم براي پيش دبستاني .الان  هم تا  10 روز  بعد اينجا مدرسه ها  به خاطر عيد تعطيله .و قراره بعد از  عيد ياسي رو ببريم   ببينيم  ثبت نامش ميكنن يا نه ؟

****************************

ما ميخواستيم  تعطيلات عيد رو بريم كيش  ولي برامون مهمون اومده و فعلا نميتونيم جايي  بريم .

 ***************************

چند  روز پيش  ياسمن  اومد كه برام تخم مرغ درست كن و چون تو همون هفته  دو بار ديگه تخم مرغ خورده بود نميخواستم  براش  درست كنم . هر چي هم بهش گفتم  مامان تخم مرغ خوب نيست هر روز بخوري  و  هوا گرمه و ممكنه خدا ي نكرده مريض بشي گوش نكرد .از اخر بهش گفتم نون نداريم كه برات تخم مرغ درست كنم .

مي خواي برات سيب زميني سرخ كنم ؟گفت نه

گفتم مرغ ميخواي؟

بازم گفت نه

گففتم نون و پنير ميخواي  اولش گفت نه ولي بعدش  سريع گفت  مامان  ديدي گفتم نون داريم .گفتم نه نداريم .ياسي گفت  پس اگه نون نداريم  چرا گفتي نون و پنير ميخواي   پس نون داريم  بورو تخم مرغ درست كن .

مي بينين  بچه هاي حالا  چقدر  حواسشون  به همه چي  هست .

 *******************************

 تقریبا  ۴  روز دیگه  تولد گلک  منه .دخترکم  داره ۴  سالش میشه .دیگه برای خودش خانمی شده .خیلی وقته منتظر  تولدشه .امسال میخواستم  یه تولد بزرگ براش بگیرم ولی  با این اتفاق  دیگه نمیشه  تولد گرفت .ولی  شاید  یه کیک بگیریم و تو خونه ازش چند تا عکس بگیرم .که دلش خوش باشه .کادو هم هنوز تصمیم نگرفتم که چی براش بگیرم .نمیخوام به خودش بگم که تولدشه که یک دفعه کادو و کیکشو ببینه و خوشحال بشه .

۴ روز دیگه با خبر تولد و عکس میام .پس فعلا بای

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 7:42 توسط بنفشه مامان یاسمین |