سلام سلام صد تا سلام به همه دوستاي خوب و مهربون خودم .
حال و احوالتون چطوره ؟
كوچولوهاي شيرين زبون خوشكلتون خوبن ؟
منم شكر خدا خوبم و حالم بهتر شده .خيلي خيلي از محبت تك تك تون ممنونم كه اومدين و با نظرات قشنگتون خوشحالم كردين .
مخصوصا از عسل بانوي مهربون كه بلافاصله بعد از اينكه پست و خوند بهم زنگ زد و كلي بهم مهربوني كرد و خيلي خيلي خوشحالم كرد
.بازم ازت ممنونم عسل خانومي .![]()
همچنين از مانلي عزيز تشكر ميكنم كه حالم و پرسيد .
**************************
ميلاد با سعادت امام رضا عليه سلام رو به همگي با كمي تاخير تبريك ميگم .
**************************
روز شنبه مولودي خونه يكي از دوستان دعوت بودم .كه ياسمن رو بردم پيش دوستش فاطمه و من و دوستم مامان فاطمه رفتيم مولودي كه جاتون خالي خوش گذشت و ياسي هم با فاطمه حسابي بازي كرده بود و بهش خوش گذشته بود منم كلي راحت بودم اونجا و خوش گذشت .
روز دوشنبه هم خونه يكي ديگه از دوستام مولودي بود كه ايندفعه بابا جون اومد و ياسي رو با خودش برد و من اونجا هم راحت بودم .
اين چند روز مهموني و بيرون رفتن حالم و حسابي خوب كرد و ديگه از اون حالتهاي بد خدارو شكر خبري نيست .
***************************
ياسمين هم خوبه و مشغول بازي و نقاشي كشيدن .
تو كشيدن نقاشي پيشرفت كرده و كم كم داره سعي ميكنه نقاشي هاش معني داشته باشه .
حروف انگليسي رو هم چند تا شو ياد گرفته بنويسه منم كه ديدم نوشتن دوست داره از اين كتابهايي كه تمرين نوشتن حروف هست خريدم و از روي اونا داره تمرين ميكنه .
هنوزم وقتي ميبرمش حموم با شستن مو و صورتش مكافات دارم و اصلا نميزاره بشورم با اينكه حموم و اب رو خيلي دوست داره ولي ار شامپو بدش مياد و همش ميگه مامان ايندفعه كه شامپوم تموم شد ديگه برام نخر دوست ندارم .
هفته قبل رفتيم دبي مال كه تازه افتتاح شده با اينكه خيلي شلوغ بود زياد جالب نبود چون هنوز بيشتر مغازه هاش باز نشده بود و هنوز کاملا تكميل نشده ولي يك اكواريوم بزرگ داشت پر از ماهي
كه فقط از اونجا خوشمون اومد و ياسمن نيم ساعت فقط داشت ماهي ها رو نگاه ميكرد .يك خانوم و اقا هم با لباس غواصي تو اكواريوم مشغول شنا بودن
كه ياسمن خيلي خوشش اومده بود همش با اونا باي باي ميكرد .
سلام
خوبين خوش و سلامت و شاد هستين ؟
ببخشيد كه من يك كم دير اومدم چون قرار بود بيام و جريان قرار وبلاگي هفته قبل رو بدم ولي چند روز اصلا حال و حوصله وبلاگ نويسي رو ندارم .ولي هر روز دارم ميام و وبلاگاي دوستان رو ميخونم اما حتي حال كامنت گذاشتن رو ندارم .خلاصه معذرت منو بپزيربد اگه كامنت نذاشتم ودير اومدم .
********************************
هنوز هم حالم اصلا خوب نيست و خيلي خيلي دلم گرفته .همش دلم ميخواد بشينم و يه دل سير گريه كنم .از تنهايي و بي كسي و يك نواختي اينجا خسته شدم .دلم براي مامانم خيلي تنگ شده كاش اينجا بود ميرفتم سرمو ميزاشتم رو پاهاش و اونم مثل بچگي هام موهامو نوازش ميكرد .كاش بابام اينجا بود تا مثل بچگي برام قصه ميگفت .فصه هاي قشنگي كه هيچ وقت يادم نميره .مثل اون روزايي كه افتاده بودم و دندونام شكسته بود و لبم پاره شده بود و بخيه خورده بود و اون شبا هر شب باباييم يه قصه برام ميگفت وچقدر اون قصه هارو دوست داشتم .هر روز دست به دست بابايي ميدادم و بابا جونم منو ميبرد دندانپزشكي كودكان و دندونامو ارتودنسي ميكردن و چند ماه رو دندونام كار كردن تا دوباره مثل اولش شد .خيلي دلم تنگه .الان دارم اهنگ مادر جواد يساري رو گو ش ميدم و اشكام هم ناخواگاه مياد .همش دارم خودمو كنترل ميكنم كه گريه نكنم كه ياسي ميفهمه و ناراحت ميشه .
********************************
با همسري هم به خاطر يك سري مسائل سر سنگينم و اين دلتنگي مو بيشتر كرده .
ماشين هم خرابه و ماشين هم نداريم كه حداقل ميرفتم بيرون شايد حال و هوام عوض ميشد .
*******************************
ببخشيد دوستان اگه با نوشتن اين حرفا شما رو هم ناراحت كردم .فقط دلم مي خواست حداقل با نوشتن يك كمي از دلتنگي هامو كم كنم .
انشا الله به زودي بر ميگردم و يه پست بهتر ميزارم .
فقط برام دعا كنين زودتر خوب بشم .
********************************
راستي تخت ياسي رو هم اوردن منتظرم كه روتختي و پرده هم بگيريم بعد عكسشو ميزارم .
همتونو دوست دارم و ني ني كوچولو هاي نازتونو ميبوسم .
سلام
كسي كه الان داره براي شما مي نويسه يك عدد مامان بنفشه خسته و كوفته و كم خوابه از دست مهمون داري .الان هم از ديروز خوشحاله كه بعد از يك ماه مهموناش رفتن و ميخواد استراحت كنه .البته اگه مردم بزارن و يك دسته مهمون ديگه براش نياد .![]()

سلام به دوستاي خوبم .بلاخره امروز تونستم بيام و گزارشات اين چند روز گذشته رو بنويسم .
خوب هستين همتون .ني ني هاي گلتون خوبن .
ما هم شكر خدا خوبيم .ديگه ديروز مهمون هام رفتن و راحت شدم . ميگم به نظر شما من چه گناهي كردم كه تو دبي خونه دارم .هر كي از هر راه مياد زنگ ميزنه كه مي ميخوايم بيام دبي خونه شما .به نظر شما ما ميتونيم بهشون بگيم نه نياين؟
نميشه ديگه اونوقت نميگن اينا چه ادمهايي هستن
.ميگم ماماني ها شما يك راه حل ندارين ؟![]()
ياسمن هم اين چند وقت خيلي اذيت شد چون همش ميرفتيم بازار .ياسمن هم خسته ميشد و بهونه گيري ميكرد .هم خودش اذيت ميشد هم منو اذيت ميكرد .![]()
خوب بگزريم همه چي تموم شد و ياسي هم از ديروز دختر خوبي شده .
*****************************
از روزي كه از مشهد اومدم هر چي مدرسه نزديك خونمون بوده رفتيم كه ياسمن و ثبت نام كنيم براي پيش دبستاني ولي هيچ كدوم جا نداشتن . بعد گفتيم بزاريمش مهد كه اونم چند جا رفتيم جا نداشتن دو سه جا هم من خوشم نيومد چون مربي هاش هندي بودن .منمگفتم ياسمن تو خونه باشه بهتر از اينه كه لهجه هندي ياد بگيره .حالا ببينيم چي ميشه دعا كنين يه مهد خوب پيدا كنيم .
******************************
دختر ناز نازي من خيلي كارا ياد گرفته و خيلي حرفاي قلمبه سلمبه .
چند نمونه از كارهاي جديدي كه ياد گرفته :
لباساشو خودش ميتونه در بياره و بپوشه البته بليز هنوز نميتونه بپوشه ولي ميتونه در بياره .
وقتي ميره دستشويي ياد گرفته خودش خودشو بشوره البته اگه فقط ج ي ش كرده باشه .
هر وقت بخوام تخم مرغ درست كنم ياسمن تخم مرغارو مي شكنه .اينقدر قشنگ با دوتا دستاي كوچيكش تخم مرغو تو دستش ميگره و با قاشق ميزنه روش و با انگشتاش فشار مي ده .اينقدر كيف ميكنم .
وقتي بابايي توي حياط رو ميشوره ياسمن تي ميكشه و خيلي تي كشيدن رو دوست داره .
اگه تو اشپزخونه اشغال ريخته باشه جارو و خاك انداز كوچولو رو مياره و همه رو تميز ميكنه .اينقدر قشنگ تميز ميكنه كه هيچ اشغالي رو زمين نميمونه .
اسباب بازي هاشو كه مياره وقتي بازيش تموم شد خودش همه رو جمع مي كنه .
مداداشو خودش سر مي كنه .خيلي قشنگ و با دقت رنگ اميزي ميكنه .
عروسكاشو شير ميده .خيلي قشنگ .بليزشو ميزنه بالا .پاشو ميندازه روي پاي ديگش .يه دستشو ميزاره زير سر عروسكش و يه دستشو ميزاره زير پاهاش و بهش شير ميده درست مثل يه مامان واقعي كه به بچش شير ميده .
وقتي اينكاراشو ميبينم دلم ميخواد درسته قورتش بدم .
دوربين و مياره و از عروسكاش عكس ميگيره .
چند نمونه از حرفاش:
ديروز رفته بوديم تو حياط ياسمن يك گل رو كه تازه باز شده بود ديد و گفت:
واي خداي من اينو ببين چقدر قشنگه .عروسكش رو بغل ميكنه وميگه جانم چيه ماماني چرا گريه ميكني گريه نكن عزيزم ماماني اومد .
مياد تو بغلم منو ميبوسه و ميگه ماماني من شما رو خيلي دوست دارم .
من بغلش ميكنم و ميگم تو عشق مني تو جيگر مني تو قلب مني وياسي ميگه :
تو دستاي مني تو پاهاي مني تو موهاي مني تو دهن مني تو دماغ مني و............*************************************
چند شبه كه شبها فرشته مهربون مياد و ناخن هاي ياسمن رو تلخ ميكنه .(از اين لاك هاي تلخ كه مخصوص ناخن خوردن بچه هاست دكتر براش داده بود الان چند شبه كه وقتي ميخوابه باباش ناخن هاشو لاك ميزنه وقتي فرداش دستشو تو دهنش ميكنه دهنش تلخ ميشه و ديگه ناخن نميخوره .)روز اول اومده ميگه مامان چرا دهنم تلخه منم گفتم فرشته مهربون اومده دستاتو تلخ كرده كه ديگه نخوري .و هر شب فرشته مهربون مياد و ناخن هاتو نگاه ميكنه هر وقت بلند شد يه جايزه مياره و كنار تختت ميزاره .
مشهد كه بردمش دكتر
تغذيه گفت كه وزنش دو سه كيلو كمه و كمي هم كم خوني داره .و براي اشتها و كم خونيش دارو داد كه تا حالا بهش نداده بودم .و الان دو سه روزي ميشه كه شروع كردم ولي قرص هاشو نميدونم چه جوري بهش بدم .دكتر گفته قبل از غذا ولي من هر كار ميكنم متوجه ميشه و قرص و از دهنش در مياره . نميدونم چه جوري قرصاشو بهش بدم . من نوي ماست ميزارم قرص و بهش ميدم كه قورت بده ولي ميفهمه .مامان ها اگه شما راه حلي دارين لطفا منو راهنمايي كنين .
ممنون ميشم .
اینم یه عکس داغ داغ از فرشته کوچولوی خونه ما
همین دیروز گرفتم


***********************************
بعدا نوشت: بلاخره طلسم شکست و ما روز ۵ شنبه رفتیم و سرویس تخت یاسی خانوم رو خریدیم وخودش یه سرویس سفید و یاسی رو پسندید که ما هم تاببد کردیم و بابا جون خرید . روز دو شنبه قراره بیارن .
امروز میخوایم بریم قرار وبلاگی .فردا با عکس و خبرای جدید میام انشالله